تبليغاتX
وهم سبز - آینه

وهم سبز

خودم را نمی بخشم توی همین مدت کم که از آخرین زجه می گذرد. خوب پوست کلفت شده ام حالا هی بپرس چرا گریه می کنی؟

حالا هی بپرس پس سهم تو چیست ؟

نه من آرام تر شده ام فقط دارم نقشه ی مرگ تورا از ذهنم پاک می کنم. دارم خودم را برانداز می کنم.

می فهمی وقتی عصبانی باشی و گریسته باشی و تیزی دمه دستت باشه تنها راه آرامش اینه که تیزی رو پوست صدفی و نرمت بلغزه و تورو توی خودت مچاله کنه. آره بزار همه  بدونن از سر لج بازی با تو بود. که می خواستم ریشه ی خودم رو بسوزونم.

همه چیز از اونجا شروع شد، که دست تو من رو نوازش کرد. و جای نوازشت جسده یه بچه ی بی گناه رو توی دست های من گذاشت.

من نکشتمش تو من رو با اون کشتی تو با حرف هات با دروغ هات با تهمت هات.

وقتی عصبانی هستی ذهنت می گه و دستت می نویسه.

دیگه نوشته های دل دلی تموم شد. چی می خوای از این زندگی کوفتی بد ریخت. با خودمم، اونقدر به خودم می گم بد ریخت تا زیباییم سرو تحش هم بیاد. مرده شورِ عشق رو ببرن،چرا ازم می پرسی که آشفته ام یا نه.

منو ببخش تو هیچ کاره بودی من بدبخت بودم من ترسیدم.

حالا هی من رو بغل نکن هی من رو فشار نده من ترسیدم من دارم می لرزم، من دارم روی این روزها آب می شم.

دوسِت دارم باور کن.

باور کن همش به خاطر دوست داشتن تو بود.

لعنتی با تو هستم حرف هام رو پس می گیرم.

واسه ی من باش واسه دلتنگی های بی سرو تهم واسه وقتی که با دستهام خودم رو خط خطی می کنم.

لعنتی با تو هستم. خودم هم دیگه از خودم رو بر گردوندم. تو پشتت رو کردی به من خاک بر سرت که خودتم دیگه تنهات گذاشت.

برو بمیر بدبخت.

هی دیونه بازی بسته پاشو نعشت رو جمع و جور کن. پاشو این لخته ها رو از روی دامنت پاک کن .

خواب یه تابلو نقاشی جدید رو دیدم.

من کشیدمش.

یه  عالمه جنین روی هم تلمبار شده بودن.

+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم دی 1387 13:12 توسط نیلوفر دربندی |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X


صفحه نخست
پست الکترونیک



نوشته های پیشین

مهر 1388

مرداد 1388
تیر 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386



پیوندها

سلف پرتره
گرگ های سایه روشن
غزل پست مدرن
ریشه در آسمان
جنون جوانی
کانون وبلاگ های ادبی
نوری در اتاق زیر شیروانی
چنین گفت داداشکوچولو
دراتاقی از خودم
نقاشی های هما
خورشید خانوم
جهان به روایت من
دستم را بگیر
آراز
خداحافظ نازلی
سلام! ستاره ی از شب گریخته ی همروز من...
فاطمه گیلانی
گلو بالیست
من آرام آرامم
رقص موها بر آب
نامه های بی پاسخ
تکراربودن
کلاغها
ایگناسیو
گارسیا لورکا
دوست داشتن دست های تو
من و تنهایی هایم
لحظه های تنهاییم
همین که هست
انفرادی
OMA
روزگارم برخلاف آرزوهایم گذشت
حوض ماهی
داغ باران
من درختم
صعب روزی
بهار،پاییز،زمستان...فصل چهارم من نیست
قالب های نایت اسکین


    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin