تبليغاتX
وهم سبز

وهم سبز

من داشتم می دویدم. و کوچه دراز شده بود. انگار تصمیم گرفته بود تموم نشه. برف می بارید نه سفید. خاکستری. من ترسیده بودم.

فقط یه دروغ کوچولو اونوقت همه چیز تموم میشه تو میری کنار بخاری. تو با یه چای داغ همه چیز رو فراموش می کنی، فقط یه دروغ کوچولو. این جمله لعنتی مدام سرم رو فشار میداد. بوی ماهی مونده میومد. بوی ضخم. بوی مرگ. برف می بارید و من می دویدم.. با نفس های بی فایده. به در که رسیدم. دسته کلیدم رو توی دستم داشتم، با انگشت های یخ زده. خدا میدونه چطور در رو باز کردم.

یه نفس عمیق. به در راهرو که رسیدم چراغ حال روشن بود. صدایی نمی یومد. پس یعنی کسی خونه نیست. با آرامش در رو باز کردم.

همه چیز تموم شده بود.

این خونه ی من نبود. خونه سرد بود. مدلش هم یه شکل دیگه بود. گوش ماهی های من هیچ کجا نبودن. من در رو باز کردم من تو خونه بودم تو خونه ای که واسه ی من نبود.

همه چیز تکرار شد.

من داشتم می دویدم. و کوچه دراز شده بود. انگار تصمیم گرفته بود تموم نشه.

-          صبر کن.

-          دیگه نمی تونم صبر کنم.

-          به من نگاه کن.

-          نگاهت نمی کنم.

-          از من میترسی؟

-          ولم کن بزار برم تو خونه.

-          از من بترس.

-          ولم کن یخ زدم.

-          از من بترس.

-          دیونه نگاه کن سرده. دارم یخ میزنم.

-          بزار یخ بزنی همین جا پشت در

دسته کلید توی دستمه به دستم فشار میاره. داره برف میاد من می ترسم. هیچ کس نیست. هیچ کس منتظر من نیست. من تنها هستم. بزار یخ بزنم. دل هیچ کس نمیگیره اگه من نباشم. بزار آروم خاکستری برف روم رو بپوشونه. بزار حس کنم سردییش رو. دارم سیاه میشم. فردا من یه سایه هستم.

-           به من نگاه کن. به من که چشم هایم را دو خالی سیاه اسیر کرده.

-           به برف که دیوانه ی باریدین است.

-          دارم بزرگ میشوم. دارم خودم را حس می کنم. سراسیمه، سر سخت.

-          برای بازی دیگر وقتی نیست.

-          برای کودکانه خندیدن.

-          این شعر نیست.

-          چقدر خسته. چقدر سردرگم.

-          به هیچ پایبندی

-          مثل خط خطی های سیاه که پاک می شوند از سفیدی کاغذ.

داری یادمی گیری مرده گی رو دختر.

+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم بهمن 1387 22:19 توسط نیلوفر دربندی |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X


صفحه نخست
پست الکترونیک



نوشته های پیشین

مهر 1388

مرداد 1388
تیر 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386



پیوندها

سلف پرتره
گرگ های سایه روشن
غزل پست مدرن
ریشه در آسمان
جنون جوانی
کانون وبلاگ های ادبی
نوری در اتاق زیر شیروانی
چنین گفت داداشکوچولو
دراتاقی از خودم
نقاشی های هما
خورشید خانوم
جهان به روایت من
دستم را بگیر
آراز
خداحافظ نازلی
سلام! ستاره ی از شب گریخته ی همروز من...
فاطمه گیلانی
گلو بالیست
من آرام آرامم
رقص موها بر آب
نامه های بی پاسخ
تکراربودن
کلاغها
ایگناسیو
گارسیا لورکا
من و تنهایی هایم
لحظه های تنهاییم
همین که هست
انفرادی
OMA
روزگارم برخلاف آرزوهایم گذشت
حوض ماهی
داغ باران
من درختم
صعب روزی
بهار،پاییز،زمستان...فصل چهارم من نیست
قالب های نایت اسکین


    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin